مناجاتنامه

یارب دل پاک و جان آگاهم ده          آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن       بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده

الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که به یاد تو بازان و آباد آن دل که به مهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.

گر درد دهد بما و گر راحت دوست                    ازدوست هر آنچیز که آید نیکوست

مارا نبود نظر به نیکی و بدی                         مقصود رضای او و خشنودی اوست

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار،

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | 6 پاسخ

ما ایرانیهای مصیبت سُرا

دوستان خوب و عزیز سلام

امروز فرصتی دست داد تا سلسله موضوعاتی رو در مورد ویژگیهای منفی ما ایرانیها باز کنم که به نظرم در صورت برطرف شدن اونها کمک شایانی به احساس خوشبختی و زندگی راحت تر ما بکنه.

قبل از شروع بحث میخواستم یاداوری کنم که ابتدا سعی کرده ام و میکنم که این ویژگیهای منفی را از درون خودم تا حد امکان پاک کنم و بعد در مورد اون حرفی بزنم. روی صحبتم در اینجا به اکثریت ما ایرانیهاست نه همه.لذا خیلی ها هستند که این توصیفات اصلا در مورد اونها صادق نیست.

اولین ویژگی رایج ما ایرانیها، مرثیه سرایی و ذکر مصیبت است.

یادم میاد هر وقت تو تهران سوار تاکسی میشدم میدیدم که یکی سر بحث رو از یکی از مشکلات جامعه باز میکرد. یکی از ترافیک، یکی از آلودگی و کیفیت پایین ماشین ها، یکی اینکه ولیعصر رو یک طرفه کردند و کلی مشکل ایجاد شده، یکی بحث سیاسی، یکی در مورد گرانی و خلاصه هر کسی گوشه ای از این مصیبتهای جامعه را می گرفت و اشک همه را به در می آورد. همه کسانی دیگه هم که توی تاکسی می بودند، هر کدام به نحوی همراهی و تایید میکردند. انگار تاکسی مجلس عزاداری بود که هر کسی به نوبت بر منبر مصیبت سرایی میکرد. خلاصه ذکر مصیبتی بود و تنها نتیجه برای مسافرانی مثل من حال گرفته ام بعد از پیاده شدن از تاکسی بود که ای وااااااای انگاری ما خیلی بدبختیم و خودمان خبر نداریم!!!

اون روزها فکر میکردم که خوب مردم حق دارند دیگه، مشکلات که یکی دو تا نیست. گرونی هست، ترافیک هست، دود و آلودگی و فضای بسته سیاسی هم هست و همه اینها باعث میشه مردم بنالند و غر بزنند از وضع جامعه.

اون روزها گذشت و گذر زمان مرا به این سوی دنیا اورد. کانادا که مدینه فاضله خیلی هاست. کشوری که به لحاظ رفاه زندگی رتبه بسیار خوبی در دنیا دارد. اینجا دیگه نه مشکل سیاسی بود و نه ترافیک و آلودگی و نه گرونی. اما با کمال تعجب مشاهده میکردم که باز ما ایرانیها می نالیم و می نالیم. یکی از اینکه واااااای استادم پدر من رو در آورده و بهم خوب پول نمیده، یکی از اینکه واااااااای اینجا هم جا شد که مردم زندگی میکنند با این سرمای وحشتناک زمستون، یکی از اینکه وااااااااای اینم شهر شد پشه هاش آدم رو تو تابستون نابود میکنه، یکی از اینکه  چه گناهی به درگاه خدا کرده که کارش به ریجاینا کشیده، یکی از اینکه کدوم خری اومده اولین بار اینجا ساکن شده و اینجا رو کرده شهر!!!!

انگار مسئله تفاوتی نکرده بود بلکه نوع مشکلاتی که انسانها مطرح میکنند متفاوت بود. اما اینجا یه چیزی به خوبی واضح و روشنه. همه و همه کسانی که به ریجاینا اومدند با اراده خود و با هزار و یکی ذوق و شوق اومدند، همه اونها زندگی خیلی خوبی دارند در مقایسه با آنچه در ایران با وجود دانشجویی یا شرایط مشابه داشتند و یا میتونستند داشته باشند. همه اینها از زندگیشون در اینجا به وضوح لذت می برند. حداقل اگه منصفانه به زندگیشون نگاه کنند میبینند انتفاقات مثبت زندگیشون به وضوح نسبت به منفی هاش چربش داره.

دوستان مشکل جای دیگری است. ما عادت کرده ایم موضوعی را برای نالیدن پیدا کنیم و آنرا رنگ و لعابی دهیم و آنقدر بزرگ جلوه دهیم تا اشک همه را در آوریم و یک دنیا انرژی منفی به دیگران انتقال دهیم. و بالعکس هرگز نیامده ایم شیرینی و خوشی زندگی خود را با دیگران تقسیم کرده و انرژی مثبت  و امید به زندگی در اطرافیانمون ایجاد کنیم.

یکی نیست به ماها بگه، آهای تو که داری مینالی، تو که اینهمه موضوع قشنگ و زیبا هر روز تو زندگیت داری تجربه مبکنی، تو که ده ها ویژگی مثبت زندگی اینجا اونقدر بهت آرامش داده که حتی لحظه ای حاضر نیستی برگردی و ایران زندگی کنی، تو که با اینکه دانشجویی اونقدر درآمد داشته ای که تونستی یه ماشین خوب هم بخری در حالیکه تو ایران با دانشجو بودن خوابش رو هم نمیتونستی ببینی!! تو که داری از اینترنت با کیفیت و سرعت عالی و بدون فیلتری استفاده میکنی که تو ایران آرزوش رو داشتی، تو که آرامشی در زندگیت احساس میکنی که بهت حس عمیق خوشبختی میده،  چرا فقط دو تا مشکلش رو میبینی و پر و بالش میدی تا دنیا رو پر از حس منفی برای اطرافیانت کنی؟!!!

جالب اینجاست که حتی اگر یکی از ماها سعی در دادن انرژی مثبت به دیگران کنه، همه او را به حالت تمسخر خطاب قرار میدیم و بهش میگوییم، برو بابا دلت خوشه هااااا، حالا صبر کن خودت میفهمی و هزار و یکی طعنه شبیه به این!!!

من اعتقاد دارم تنها  وقتی انتقال مشکلات به دیگران منطفی استه که احساس کنیم دیگران میتوانند کمکی در جهت رفع اون مشکل به ما بکنند. یعنی راه حلی برای مشکل ما داشته باشند. در غیر این صورت  این جز انتقال انرژی های منفی به دیگران نتیجه ای در بر نخواهد داشت. اینکه واااااااااااای اگه تو ایران بودیم نون سنگک بود اما اینجا نیست!! این رو هیچ کدوم از اطرافیان شما هم راه حلی برای اون ندارند، اصلا این موضوع راه حلی نداره، پس مطرح کردنش هم درست نیست.

ما عادت کرده ایم که دنیا را میدان رقابتی ببینیم و هر کسی را رقیب خوشبختی مان که اگر به او از اتفاقات مثبت زندگی مان بگوییم چه بسا از ما انرژی گرفته و از ما جلو میزند. برعکس باید اونقدر دنیا رو واسه اطرافیانمون تیره و تار نشون بدیم و خوشی هامون رو در فضای خونمون محصور کنیم که هیچ کسی از برنامه خوشبختی ما بویی نبرد که نکند از روی ما کپی کرده و به ما برسد.

و در پایان چند آرزوی کوچیک:

ای کاش تا یه اتفاق قشنگ واسمون میفته بیایم به همه دوستانمون بگیم و دیگران را در شادی خود سهیم کنیم.

ای کاش روزی بیاد که هر کدوم از ما به دیگران انرژی مثبت بدهیم و از زیبائیهای زندگیمون بگیم

ای کاش روزی بیاد که دور هم جمع شدنامون فضایی برای مصیبت سراییمون نباشه بلکه محفلی برای انتقال شادیهامون باشه

ای کاش دوستیهامون وسیله ای برای انتقال حس زیبای زندگی و خوشبختی هامون باشه

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | 4 پاسخ

حکایت دل

دو زلفونت بود تار ربابم

چه مي خواهي از اين حال خرابم

تو كه با ما سر ياري نداري

چرا هر نيمه شو آيي به خوابم

خبرت هست که از هیچ خبر نیست مرا

گذری کن  که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سرم بر سر سودات رود، نیست عجب

سر سودای تو دارم، غم سر نیست مرا

به سر شوق سر کوی تو دیرم

به دل، مهر مه روی تو دیرم

بت من، کعبه من، قبله من

تویی هر سو نظر سوی تو دیرم

دوبیتی های زیبای باباطاهر، گوشه ای از آلبومی زیبا، آرامش بخش، معنوی و  آسمانی به نام شهان آسمانی اثری از گروه شاهو که شما رو لحظه ای از این دنیا جدا میکنه

facebookoholic و راه حلی برای آن

صبح که پا میشی، هنوز دست و صورتت رو نشستی میشینی پای فیس بوک،

وسط روز بین کارهات هر 5 دقیقه ای یک بار یه سر به فیس بوک میزنی ببینی چه خبره، کسی واست مسیجی نداده، کسی عکسی، مطلبی چیزی نگذاشته

شب تا میرسی خونه باز یه سر میری سراغ فیس بوک.

اگه این ویژگیها در مورد شما هم صدق میکنه، شما دچار بیماری به نام facebookolhoism شده اید.

از وحشتناک ترین و خانمان سوز ترین اعتیادهای قرن بیست و یک :D

شما رو از همه کارهاتون میندازه، همه برنامه ریزیهاتون به هم میریزه و …

اما نگران نباشید، هر اعتیادی را درمانی است.  بهترین درمان درمان تدریجی است، شما باید در روز دوز فیس بوکتون رو کم کنید تا کم کم اعتیادتون به شکل کامل از بین بره. :)

   اگه از مرورگر گوگل کروم استفاده میکنید، ابزاری به نام  Stayfocused .رو امتحان کنید

 با استفاده از این ابزار که برای مرورگر کروم نوشته شده، شما میتونید دوز روزانه و ساعات کاری و ساعات آزادتون رو مشخص کنید و  اونوقت بروزر به شما اجازه نمیده که بیشتر از اون فیس بوک بازی کنید :)

 البته از این ابزار برای محدود کردن دسترسی خودتان به هر سایتی میتونید استفاده  کنید. البته این راه حل هم مثل همه روشهای ترک اعتیاد، اراده شما رو می طلبه که بعد از یکی دو روز مقید بودن، دوباره نرین تنظیماتش رو دستکاری کنید.

چند ترانه قدیمی و فوق العاده زیبا

سلام دوستان و همراهان

ای نو بهار خنـدان از لامکان رسیدی
چیزی به یار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مشک بویی
هم رنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

نوروز 90 بر همه شما دوستان عزیز مبارک باد

برای همتون در این سال جدید، دلی سرسبز، بهاری و با طراوت آرزو میکنم.

امیدوارم هر گوشه دنیا که هستید، دلتون به نور عشق روشن باشه

دو سه ترانه ماندگار قدیمی تقدیم به شما عزیزان:

مرضیه و مرتضی‌ خان محجوبی – جانا به نگاهی‌

هایده و همایون خرم – راز دل‌

دلکش و پرویز یاحقی – اسیر دام

 

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | ۱ پاسخ

آلبوم فوق العاده زیبای شب جدایی همایون شجریان

سلام بر همه شما دوستان و همراهان وبلاگم

اول از همه شرمنده که به دلیل مشغله زیاد فرصت نوشتن مطلب جدیدی دست نداد

امروز آلبوم فوق العاده ای از همایون شجریان رو واستون میگذارم به نام شب جدایی

البته اگر امکانش واستون هست، این کار رو خریداری کنید.

ای شب جدائی كه چون روزم سياهی ای شب

كُن شتابی آخر ز جان من چه خواهی ای شب
نشان زلف دلبری، ز بخت من سيـه تری، بـلا و غم سـراسری
تيره همچون، آهی ای شب
به هجر يار من، حديث روزگار من، بری زكف قرار من
جانم از غم، كاهی ای شب
تا كه از آن گُل دور افتادم خنده و شادی رفت از يادم
سيه شد روزم
بی مه رويش دمی نياسودم به سيل اشكم گواهی ای شب
او شب چون گُل نهد ز مستی بـر بالين سر
من دور از او كُنم ز اشك خود بالين را تر
خون دل از بس خوردم بی او محنت و خواری بردم بی او
مْردم بی او
بي رخ آن گُل، دلم بجان آمد
دگر از جانم، چه خواهی ای شب

لینک دانلود

 


 

 

عشق جاودان

در زندگی مشترک نکات بسیار ظریفی است که عدم توجه به هر کدام ناهنجاریهای بسیاری را به همراه داشته و باعث از هم گسختگی کانون خانواده میگردد. اگر بخواهیم به مهمترین این نکات و ظرایف اشاره ای داشته باشیم، این موارد به چشم می آید:

1. به عشقتان 100 درصد متعهد باشید. بدان معنی که بقیه انسانها در مقابل معشوقتان اهمیتی نخواهند داشت

2. عشق را باید حس کرد و هرچه مربوط به آن هست را با تمام وجود ابراز کرد و نشان داد

3. تمام و کمال حقیقت را به طرف مقابل بگوییم. وقتی سعی کنیم با نگفتن حقیقت و طفره رفتم وارد بازیهای زندگی شویم، عشقی درکار نخواهد بود

4. خواسته و درخواستمان را از طرف مقابل واضح و مشخص بگوییم. انتظار نداشته باشیم که طرف مقابل باید آنقدر باهوش باشد که خودش بفهمد

5. بدانیم که فرد مقابل برای ما همواره نفر اول هست. حتی فرزندان بعد از او. بدان معنی که در شرایط مساوی همیشه او و حرف و نظر او انتخاب شماست در کلیه زمینه ها

6. از جنبه های حساس، لطیف، ظریف و شکننده طرف مقابل دفاع کنید. اگر میدانید طرف مقابلتان نسبت به مساله ای حساس است سعی نکنید با او در این زمینه شوخی و مسخرگی کنید تا به گمان خود انسان شوخی به نظر بیایید.

7. همواره و همه جا از طرف مقابل قدردانی کنید. حتی در مقابل کوچکترین کارها. بسیاری از ما در حسرت قدردانی و قدرشناسی می سوزیم

8. کمکش کنیم تا بتواند مشکلاتش را حل کنید. اینکه کنارش بایستیم، و به او روحیه و اطمینان دهیم تا چیزی را که دوست دارد و میخواهد انجام دهد نه لزوما چیزی که درست است

9. هیچوقت از کیفیت و کمیت رابطه جنسی نبایستی کاسته شود. هیچ چیزی چون فشار کاری، خستگی، فرزندان و غیره نبایستی خدشه ای در رابطه جنسی دو نفر وارد کند زیرا وجود رابطه جنسی مناسب، خمیرمایه اصلی خانواده است.

 

برگرفته از سخنرانی های دکتر هلاکویی